![]() |
![]() |
|
| تمام مزرعه کافرش میخواندن گل آفتاب گردان کوچکی را که عاشق باران شده بود |
|
گلويم سرشار از فرياد و بغض مرا رها كن بگذار بروم خسته شدم ....... دهانم پراز حرف حرف ناگفتني ها ولي...... با دهان پر كه نميشود حرف زد رهايم كن رها!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 11:42 AM توسط فرشته |
|
|
خوش بحالش تو دلت جاداره....
خوش بحالش تو براش میمری.... خوش بحالش تو دستاشو میگیری ... خوش بحالش عاشق چشماشی... خوش بحالش همه ی دنیاته.... خوش بحالتون دوتایی رفتید.... خوش بحالتون خوشبختید.... خوش بحالتون.....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 10:39 PM توسط فرشته |
|
|
شاید سالها بعد در گذر جاده ها ... بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم ... آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود....!!! ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392ساعت 0:31 AM توسط فرشته |
|
|
اگر روزی در این دنیا نبودم داستانم
را به کسی گفتی بگو: بی کس بود اما کسی را بی کس نکرد تنها بود اما کسی را تنها نگذاشت دلشکسته بود اما دل کسی را نشکست کوه غم بود اما کسی را غمگین نکرد وشاید بد بود ولی برای کسی بدی نخواست... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391ساعت 10:28 PM توسط فرشته |
|
|
کلاهت را به هوا بینداز... من دیگر جان بازی کردن ندارم.... تو بردی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اسفند 1391ساعت 9:52 PM توسط فرشته |
|
|
میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات میکرد بهت چی گفت؟ جایی که میری مردمی داره که میشکننت. نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم. توتنهانیستی. توکوله بارت عشق میزارم که بگذری،قلب میزارم که جابدی، اشک میدم که همراهیت کنه، ومرگ که بدونی برمیگردی پیشم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 10:3 PM توسط فرشته |
|
|
دیروز اومده بود دیدنم،
با یه شاخه گل سرخ
و
همون لبخندی كه همیشه آرزوش رو داشتم
گریه كرد
و گفت دلش برام تنگ شده،
ولی من فقط نگاش كردم،
وقتی رفت سنگ قبرم از اشكاش خیس شده بود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391ساعت 7:27 PM توسط فرشته |
|
|
کاش می دانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته… آن وقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغضهایم را نمیتوانم فرو ببرم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم دی 1391ساعت 12:34 PM توسط فرشته |
|
|
یادش بخیر....
به کلاغــــها بگویید:
قصه ی من اینجا... تمام شد، یکی..بود و نبود مرا با خود برد... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم آذر 1391ساعت 9:41 PM توسط فرشته |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 11:24 PM توسط فرشته |
|
|
خدایا دلم زنگ تفریح میخاد خسته شدم ازکلاس رقصیدن به ساز دنیا...
میگم سلام برا آخرین باروخداحافظی براهمیشه حلالم کنید... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1391ساعت 4:7 PM توسط فرشته |
|
|
همیشه همه توی بن بست زندگی برمیگردن سراغ عشق اولشون امـــــــــــا چه سخته اون روزی که عشق اولت رفته باشه سراغ عشق اولش |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 9:25 PM توسط فرشته |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 6:14 PM توسط فرشته |
|
|
خواهم که خدا بــی ولایـــــم نکند غــرق گنهـــم ولی رهــــــایم نکند یک خــواسته دارم ازخـــدای تو حســــین درهــردوجهــــان ازتو جدایــــم نکند
ایام حسیـــــــنی بر شما عزیزان تسلــــیت باد |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 1:8 PM توسط فرشته |
|
|
سوختن قصه شمع است ولی قسمت ماست
شاید این قصه تنهایی ما کارخداست آنقدرسوخته ام با همه بی تقصیری که جهنم نگذارد به تنم تاثیری...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1391ساعت 7:10 PM توسط فرشته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت 9:54 PM توسط فرشته |
|
|
بیا جایمان راعوض کنیم دلم لک زده برای اینکه کسی عاشقم باشد |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت 12:38 PM توسط فرشته |
|
|
دریک لحظه تمام شد
او رفت.... دوکلمه ای که معنای زندگی ام را برای همیشه تغییر داد.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت 11:22 AM توسط فرشته |
|
|
به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگیهای دنیا مال تـــو ![]() این گل تقدیم به ......... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت 10:49 AM توسط فرشته |
|
|
به خداعشق به رسوا شدنش می ارزد
وبه لیلی وبه مجنون شدنش می ارزد دفترقلب مرا واکن ونامی بنـــــــــــویس سندعشق به امضا شدنش می ارزد گرچه من تجربه ای ازنرسیدن هایــــم کوشش رود به دریاشدنش مــی ارزد کیستم بازهمان آتش سردی که هنوز حتم دارد که به احیاشدنش می ارزد بادودست توفروریختن دم به دمــــــم به همان لحظه برباشدنش می ارزد دل من درسبدی عشق به نیل توسپرد نگهش دارکه به موسی شدنش می ارزد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم مهر 1391ساعت 9:14 PM توسط فرشته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم مهر 1391ساعت 11:3 PM توسط فرشته |
|
|
گاهم کرد و پنداشتم دوستم دارد.
نگاهم کرد، در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد، دل به او بستم. نگاهم کرد، اما بعدها فهميدم که فقط نگاهم ميکرد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1391ساعت 8:35 AM توسط فرشته |
|
|
حالاکه دلتنگی داره رفیق تنهاییم میشه کوچه ها نارفیق شدن حالا که میخوام شب و روزا بهم دروغ بگن ساعت هاهم دقیق شدن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1391ساعت 8:33 AM توسط فرشته |
|
|
دل من گم شده!اگر پیداشد؟ بسپارید به امانات رضا واگر از تپش افتاد دلم! ببردیش به ملاقات رضا از رضا خواسته ام تا شایدبگذارد که غلامش بشوم همه گفتند: محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1391ساعت 2:7 AM توسط فرشته |
|
|
تا ابد تورا مرور میکنم
تا "خاموشی مان" نشان از "فراموشی مان" نباشد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مهر 1391ساعت 8:56 PM توسط فرشته |
|
|
بزن شراب ک امشب دلبرم مستانه میرقصد
شب افسونگرم لب بر لب پیمانه میرقصد ساقشراب آتشین مست وخرابم کن امشب دلبرم در مجلس بیگانه میرقصد... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مهر 1391ساعت 8:52 PM توسط فرشته |
|
|
دیگــه با عروسک هام بازی نمی کنـــم
بزرگ شـــدم ! برای خودم عروســـکی شــــدم آنقــــدر که بازی ام دادنـــد ........! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391ساعت 11:39 AM توسط فرشته |
|
|
بس کن ساعتــــ…..
دیگــــــه خستـه شدمـــ…. آره مَن کم آوردم خودم میدونم که نیستـــ… اینقدر بآ بودنتـــ نبودنش رآ به رُخـــَم نکـش! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1391ساعت 6:1 PM توسط فرشته |
|
|
شبهای سردت رابگذران
آنوقت که به روز رسیدی خودت را مدیون زغالهایی باش که چوب بودن رااز دست دادن تا تو گرم بمانی...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 11:5 PM توسط فرشته |
|
|
اینجا جایی است که وقتی زانوهایت
رااز شدت تنهایی بغل گرفته ای به جای همدردی برایت"پول خرد" می اندازند!چه عجیب مردمانی اند مردم سرزمین من. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 10:59 PM توسط فرشته |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
دوست فقط خدا....
خدایی که همیشه پیشمه... دوست دارم خدا جون سپاس ازحضورتون ب وبلاگم... |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 |
| نویسندگان |
|
فرشته فرشته |
|
RSS
|